آرتین عشق مامان و باباآرتین عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

عشق مامانی وبابایی

تا یک سالگی آرتین گلی

1391/4/3 18:19
نویسنده : sahar
329 بازدید
اشتراک گذاری

ســـــلام پسرم تا 1سالگیتو واست مختصر میگم.

2.5ماهه بودی که با عمه سمیرا وماماهاجر اینا رفتیم کیش خیلی خوش

گذشت البته منو بابایی خیلی خوشحال بودیم  تو هم دیگه به جمع مون اضافه

شده بودی تو مسافرتا.هر جا میرفتیم همه میگفتن چه نی نی نازی.خیلیخوش گذشت .بعد از مسافرت به کیش بابا امیر که در ازمون بانک قبول شدهبود مشغول به کار شد. دیگه روزها من همش با تو مشغول بودم عزیزم خیلیبهمون خوش میگذشت تو هر روز بزرگتر میشدی و کارهای بامزه تری انجاممیدادی وکم کم شیطون بلا شده بودی .همه فامیل دوست داشتن شده بودی نقل فامیل.

..8ماهه بودی اولین عیدت رو جشن گرفتیم فدات بشم با بابا امیر رفتیم

واسه پسرم لباس عید بخریم کلی لباسم داشتی اما ما ذوق داشتیم واسه

اولین عید توخرید کنیم.یه بلوز راه راه با یه سرهمی کتون کبریتی سورمه ای

واست خریدیم با کفشهای اسپورتت که حاجی جون واست خریده بود وای

مثل ماه شده بودی.هر جا میرفتیم همه خیلی ذوقتو میکردن. اون عیدم عمه هم اومد شیراز پیشمون واست سوغاتی یه دست لباس(شلوار لی و بلوز سبز)اورده بود.

10 ماهه بودی رفتیم من و تو  پیش عمه مشهد.اونجا اولین دندونات در اومد دیگه عمه همش قربون صدقه ات میرفت.تا اینکه شد 1ساله ات.البته روز تودت مصادف بود با اولین مریض شدنت .تب داشتی تو عکساتم همش بیحال جیگر طلا .اما بازم عسلی خوشگل مامان.

تو این اولین سال زندگیت خیلی لحظات خوبی من و بابا جون امیر با تو داشتیم ازت ممنو پسرم که اومدی وزندگیمونو زیبا تر کردی.دوستت داریم بی نهایت.(یا به قول خودت 2تا.بزرگترین عددی که بلدی) . ایشالله120 ساله بشی .با آرزوهای قشنگ برای گل زندگیمون.خدا جونم از تو هم ممنون واسه این هدیه زیبایت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)