آرتین عشق مامان و باباآرتین عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

عشق مامانی وبابایی

روزی فراموش نشدنی بود

1391/2/21 12:22
نویسنده : sahar
229 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلم.

شاید یه کم دیر شروع کردم به نوشتن خاطرات قشنگ تو.اما گلی میخوام واست از روز قشنگی بگم.اون روز 6ام آذر1387بود از چند روز قبل هم سرگیجه داشتم ,کسل بودم .یه دفعه یه حسی بهم گفت شاید داری مامان میشی.رفتم یه تست بارداری گرفتم.تست کردم وای مثبت بود یعنی خدایا میشد که من مامان بشم.به بابا گفتم باورش نشد گفت برو آزمایش بده .فردا صبح رفتم ازمایشگاه عصرجوابش آماده میشد.عصر ساعت 4 رفتم جواب گرفتم وای عزیزم نشون میداد یه نی نی دارم 4هفته اش بود.آره تو اومده بودی تو دل مامانی.به بابا گفتم کلی ذوق کرد.قرارگذاشتیم  بریم پیش خانم دکتر جامعی .اون روز واسه من وبابا امیر فراموش نشدنی بود.عزیزم تو اومدی تو زندگی ما.

دوستت داریم گلیقلبماچ

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)