آرتین عشق مامان و باباآرتین عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

عشق مامانی وبابایی

سه روزگی تو

1391/3/21 18:32
نویسنده : sahar
250 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل من

آرتین من 3روزه بودی که با با امیر و مامان هاجر بردنت واسه ازمایش غربالگری وعصر همون روز بردن پیش دکتر درخشان تا یه ویزیت بکنه تورو.اما مثل اینکه دکتر تا تو رو میبینه میگه این زردی داره  و باید بستری بشی باباب جون اوردت خونه و گفت باید ببریمش بیمارستان زردی داره وای پسرم خیلی حال بدی داشتم نمیتونستم بدارم تو رو که فقط 3روزه بودی و ببرن  بیمارستان اما پای  سلامتی تو در میان بود دیگه کلی مامان هاجر با هم حرف زد وارومم کرد وتورو برداشتن و بردن.ساعت 2نیمه شب بود که با با اومد گفتم چیشد بچه ام؟ گفت بستری کردیم بیمارستان بعثت..مادر رو هم راه نمیدن فقط 2بار میتونی بری بهش شیر بدی.من کلی گریه کردم تاصبح .صیح با بابا امیر اومدیم پیشت وای گل من تو رو خوابونده بودن تو یه تخت شیشهای با مهتابی مخصوص رفع زردیو هر چند ساعت ازت خون میگرفتن.دلم میخواست همه چیزم رو بدم اما تو خوب بشی و بیای خونه.بهت شیر  دادم اماگفتن باید بری.منم غصه دار اومدم خونه.خلاصه 2روز اونجا بودی بلاخره روز 3 bilirobin خون تو اومد پایین ومرخص شدی اما باید تا چند روز میبردیمت تا چکت میکردن.وای خیلی خوشحال بودم که باز اومدی به خونه.

 

عشـــــــــق من دوســـــــتت دارم    

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)